محمّد رسول الله ، رحمة للعالمین /style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet">
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

ای چشم عرشیان به زمین جای پای تو
گـردون بـه زیــر سایـه قـد رسای تو

در آن زمان که حرف زمان و مکان نبود
آغوش لامکان بـه یقیـن بـود جای تو

قرآن دهد نشان که بود روز و شب مدام
ذکـر خـدا و کـار ملایـک، ثنـای تـو

آغوش جان گشوده اجابت در آسمان
از دسـت داده صبـر، بـه شوق لقای تو

تنها نه مهر و مه، نه سماوات، نه زمین
گشتنـد انبیـا همـه خلـق از برای تو

تو بحـر بـی نهایت حقـی و هم چنان
بــی انتهاست رحمـت بـی انتهای تو

هر برگ لاله را بـه ثنایت قصیده ای
هـر بلبلـی بـه باغ، قصیده سرای تو

موسی ز هوش رفته به طور از تکلمت
ریـزد مسیـح از نـفس دلــربای تو

حبل متین عالم خلقت شود به حشر
آرند اگر به دست، نخـی از ردای تو

باشـد گل مقـدس آدم بـدان جلال
یک جرعه زآب جو، کفی از خاک پای تو

خیـل ملـک کـه خلقتش از حاصـل تـو بود
قصدش ز سجده، سجده به آب و گل تو بود

توحیــد از کــلام لطیفـت، روایتــی
قرآن خود از صحیفه حسنت، حکایتی

محشر شود بهشت و جهنم، ریاض گل
بگشایــد ار بــلال تـو چشم عنایتی

روزی که انبیا به صف حشر بگذرند
جز رایت تو بر سرشان نیست رایتی

گو نخل هـا قلم شود و برگ ها کتاب
نَبـوَد کتــاب منقبتـت را نهایتــی

جز طلعت منیر تو و عترت تو نیست
در عالــم وجــود، چـراغ هدایتی

در حشر نیست راه نجاتی برایشان
حتـی ز انبیـا نکنـی گـر حمایتی

در حشر، خلق را به شفاعت نیاز نیست
آیـد اگــر ز چشـم بـلالت کنــایتی

جان جهان به پاش بریزم، اگر کم است
خواند هـر آنکـه از تـو برایم روایتی

ادامه مطلب...

تاریخ : دوشنبه 91/11/9 | 4:20 عصر | نویسنده : حیدری | نظر

او محمد است، نامی هست که من برای این پاور پوینت انتخاب کردم :
برای دانلود به آدرس زیر مراجعه کنید:
http://p30up.ir/up/0ma9o7t904qly3zske.rar



تاریخ : یکشنبه 91/11/1 | 5:10 عصر | نویسنده : حیدری | نظر

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : خدا متعال مرا به هفت چیز سفارش فرمود : 1- خالص نمودن عبادات و اعمال برای خدا در پنهان و آشکارا 2- دادگری و عدالت در حال خشم و غضب 3- میانه روی و اقتصاد در خرج کردن به هنگام فقر و ثروتمندی 4- بخشیدن و عفو از کسی که  ستم نموده 5- عطا نمایم به آنکس که مرا محروم کرده 6- پیوند با رفیق و خویشاوندی که از من بریده 7- اینکه سکوتم اندیشه باشد و سخنم یاد خدا باشد و نگاهم عبرت باشد.              روضه بحار جلد 1 صفحه 160

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله) : فقیر واقعی کسی است که از مالش چیزی برای آخرتش پیش نفرستاده و اگر چه ثروت و دارایش در دنیا از همه مردم بیشتر باشد و نیرومند واقعی کسی است که شیطان در دلش نشین زند و او را سخت خشمناک کند و خونش را بجوش آورد ولی او خدا را یاد کند و غضبش را فرو نشاند .                    روضه بحار جلد 1 صفحه 170

 رسول خدا (صلی الله علیه و آله): هیچ قطره ای نزد خداوند از دو قطره محبوبتر نیست 1- قطره خونی که در راه خوشنودی خدا ریخته شود 2- قطره اشکی که در تاریکی و دل شب از بیم معاصی که در محضر خدا انجام داده شده بر رخساری بغلتد .                اما لی شیخ مفید صفحه 22

 حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : بدانید زبان پاره گوشتی از تن انسان است که اگر سرباز زند گفتار نتواند و اگر آزاد شود سخن پیاپی روان سازد (یعنی گرفتگی یا روانی زبان تابع تسلط انسان بر مطالب است اگر گوینده حاضر الذهن نباشد قهرا زبان کند شود و از گفتار بازماند و اگر فکر در جولان باشد زبان بی اختیار آزاد گردد و افکار چون چشمه جوشان از  سر زبان فرو ریزد.  نصایح باب اول صفحه 2 الی 4

 حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : یک نفر نیست که پیش از روز بدبختی برای خود کاری کند؟   نصایح باب اول صفحه 2 الی 4

 حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) : یک تن نیست که قبل از بیرون آمدن جان آماده لقای پروردگار شود؟   نصایح باب اول صفحه 2 الی 4



تاریخ : جمعه 91/10/29 | 11:21 صبح | نویسنده : حیدری | نظر

 اسلام، دین کار و کوشش است و به رغم تبلیغاتی که گاهی از جانب مخالفان مبنی بر تشویق روحیه دنیاگریزی و ترغیب به آخرت گرایی در این دین می شود و گریز از کار را از نتایج این نگرش در میان مسلمانان می دانند، منابع دینی ما پر از روایاتی است که بر این امر تأکید فراوان کرده و آن را از بهترین و ارزشمندترین عبادت ها شمرده است. قرآن، آفرینش روز و روشنایی آن را برای تأمین معاش ذکر کرده است: 

وَ جَعَلْنا النَّهارَ مَعاشا. روز را برای کسب روزی و معیشت قرار دادیم.
در روایتی آمده است که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از جنگ تبوک باز می گشت، سعد انصاری به استقبال حضرتش شتافت و به او دست داد. پیامبر به وی فرمود: «چه صدمه و آسیبی به دست تو رسیده که دستت زبر و خشن شده است؟» سعد عرض کرد: ای رسول خدا! با طناب و بیل کار می کنم و درآمدی برای معاش زندگی خود به دست می آورم؛ از این رو دستم خشن شده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم دست او را بوسید و فرمود: «این دستی است که آتش دوزخ به آن نمی رسد».
در روایت دیگری، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کسی را که بار خود را به دوش دیگران افکنده، حقوق خانواده خود را تضییع می کند، لعنت کرده است.
برخی روایات به آثار سوء بیکاری پرداخته و گفته اند: فقط تن آدمی نیست که به کار نیاز دارد؛ بلکه رشد روح و قوای معنوی و فکر و فرهنگ و تربیت او نیز به کار وابسته است. امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید:
مردم در حالت بیکاری، بی نهایت گستاخ، و به ناسپاسی گرفتار می شوند تا جایی که فساد فراوان و کارهای زشت رواج می یابد؛ زیرا اگر تمام این ها [= امور معاش و کارهای لازم زندگی] در اختیار انسان قرار می گرفت و به کار و کوشش در این امور نیازی نداشت، دیگر زمین زیر پای او [از گستاخی و ناسپاسی] بند نمی شد و کار او به جایی می رسید تا به کارهایی دست زند که مایه نابودی خود باشد... .

ادامه مطلب...

تاریخ : دوشنبه 91/10/25 | 11:52 عصر | نویسنده : حیدری | نظر

دوان دوان ز فرا سوی نور می آید
امین ترین کلیمان ز طور می آید
ردای سبز رسالت به دوش خود دارد
از آسمان نگاهش ستاره می بارد
شتاب پای محمد خلیل آسا بود
شب هلاکت بت های لات و عزی بود
نسیم خنده ی او مژده ی سحر دارد
به دست همت خود پرچم ظفر دارد
شعاع نور جبینش به کهکشان رفته
به مرزهای سماوات بیکران رفته
سپیده طبل افق را مدام می کوبد
مسیر آمدنش را فرشته می روبد
ترانه ی لب او "اقرا باسم ربک" بود
تبسمش می عرفانی ملائک بود
دریده پرده ی شب را به نور سیمایش
حریم خلوت خورشید چشم گیرایش
طنین هر قدمش شادباش می گوید
به زیر هر قدمش سبزه زار می روید
زمین مرید طریق مسیح نعلینش
هزار بوسه زند بر ضریح نعلینش
کران رحمت او وسعت هزاران نیل
به ارتفاع مقامش نمیرسد جبریل
خدا دوباره به عشق نبی تبسم کرد
بهشت قرب خودش را به نام مردم کرد
به گوش می رسد از سمت سرزمین خلود
صدای خواندن چاووش حضرت داوود
بزرگ زاده ی ایل  مبشران بهشت
امیر قافله سالار کاروان بهشت
مسیح مکه شد و روح مرده را جان داد
به مرگ دخترکان عشیره پایان داد
به قوم حق طلبان اذن میگساری
سپاه و لشگر ابلیس را فراری داد
مدبرانه به قتل خرافه فتوا داد
به دست غنچه ی لب،حکم جلب غم را داد
خدا کند به نگاهی شویم مقدادش
شویم ساکن خوشبخت شیعه آبادش
خدا کند که بخواهد ابوذرش باشیم
کنار گنبد خضرا ، کبوترش باشیم
بخند حضرت آقا که یاسرت باشم
بهشت هم بتوانم مجاورت باشم
من از تبار ارادت ز کوی سلمانم
هزار مرتبه شکر خدا مسلمانم
به خال حضرت معشوق خود گرفتارم
من از قبیله مجنون ز ایل عمارم
من از پیاله ی دستت شراب می خواهم
برای دار جنونم طناب می خواهم
اگر چه غرق گناهم بیا حلالم کن
سیاه دل نشدم لطف کن بلالم کن

شاعر: وحید قاسمی

منبع :

http://sherepayambar.blogfa.com/post-39.aspx



تاریخ : چهارشنبه 91/10/20 | 11:41 صبح | نویسنده : حیدری | نظر
مطالب قدیمی تر